>
تکبرگی در سربرگ خاطره ها

مداح

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 22:40 - چهارشنبه 08 آذر 1391

ارسال نظر(0)

 

 

یارو مداحه اومده بود تو محله داشت سوسن خانم رو اجرا می کرد با ریتم: 

 

 


حرم طلا... امام حسین... میمیرم برات... میخوام بیام دم حرمتون... دس بزنم به ضریحتون! 
... 
ملت 
نمیدونستن باید سینه بزنن یا قر بدن؟! به قول برو بکس ادامه شعر هم باید اینطوری بوده باشه: 

...شدم عاشق شمشیرتون، میخوام بیام در رکابتون، حالا میخوام بیام جنگ بکنم، نگو نه، نگو نمیشه، این قلب من عاشقته عاشقترم می شه... 

حالا جنگ! خون! کو اعظم؟ بابا اسمش یزیده نه اعظم! 
حالا یزیده, وزیده, خزیده، پزیده!! بعد رفته تراک بعد 
از اندی اجرا میکنه توی حرما سینه زدنا با هیئتیا وای حسین زنجیر زنات ب عشق تو وای حسین

 

 



دسته بندی : [Post_Cat_Title]


آخرین مطالب

» در میانه ی زندگی ( جمعه 05 تیر 1405 )
» 110 دستورکاربردی برای run کامپیتر ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نامه ای از طرف خدا ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نامه ای از طرف خدا ( جمعه 05 تیر 1405 )
» مادر ( جمعه 05 تیر 1405 )
» روز پدر مبارک ( جمعه 05 تیر 1405 )
» حکیم ارد بزرگ ( جمعه 05 تیر 1405 )
» انتهای راه ( جمعه 05 تیر 1405 )
» تفاوت های میان ویندوز۸ و ویندوز۸٫۱ ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نیم ســـــــــاعت پیش ( جمعه 05 تیر 1405 )
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران