>
تکبرگی در سربرگ خاطره ها

شوهرم

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 21:15 - پنج‌شنبه 23 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

شوهرم نوشته: جلال آل احمد

خوب من چه می‌توانستم بكنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد. بچه كه مال خودش نبود. مال شوهر قبلی‌ام بود، كه طلاقم داده بود، و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر كس دیگری جای من بود چه میكرد؟ خوب منهم میبایست زندگی میكردم. اگر این شوهرم هم طلاقم میداد چه میكردم؟ ناچار بودم بچه را یك جوری سر به نیست كنم. یك زن چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری بفكرش نمیرسید، نه جائی را بلد بودم، نه راه و چاره‌ای میدانستم. نه اینكه جائی را بلد نبودم. میدانستم میشود بچه را بشیرخوارگاه گذاشت یا بخراب شده دیگری سپرد. ولی از كجا كه بچه مرا قبول میكردند؟ از كجا می‌توانستم حتم داشته باشم كه معطلم نكنند و آبرویم را نبرند و هزار اسم روی خودم و بچه‌ام نگذارند؟ از كجا؟ نمی‌خواستم باین صورت‌ها تمام شود. همان روز عصر هم وقتی كار را تمام كردم و بخانه برگشتم و آنچه را كه كرده بودم برای مادرم و دیگر همسایه‌ها تعریف كردم؛ نمیدانم كدام یكی‌شان گفتند «خوب، زن، میخواستی بچه‌ات را ببری شیرخوارگاه بسپری. یا ببریش دارالایتام و…» نمیدانم دیگر كجاها را گفت. ولی همانوقت مادرم باو گفت كه «خیال میكنی راش میدادن؟ هه!» من با وجود اینكه خودم هم بفكر اینكار افتاده بودم،‌ اما آنزن همسایه‌مان وقتی اینرا گفت، باز دلم هری ریخت تو و بخودم گفتم «خوب زن، تو هیچ رفتی كه رات ندن؟» و بعد بمادرم گفتم «كاشكی این كارو كرده بودم.» ولی من كه سررشته نداشتم.......................

*تکبرگی در سربرگ خاطره ها*

www.ragbarg.loxblog.com




دسته بندی : [Post_Cat_Title]


آخرین مطالب

» در میانه ی زندگی ( جمعه 05 تیر 1405 )
» 110 دستورکاربردی برای run کامپیتر ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نامه ای از طرف خدا ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نامه ای از طرف خدا ( جمعه 05 تیر 1405 )
» مادر ( جمعه 05 تیر 1405 )
» روز پدر مبارک ( جمعه 05 تیر 1405 )
» حکیم ارد بزرگ ( جمعه 05 تیر 1405 )
» انتهای راه ( جمعه 05 تیر 1405 )
» تفاوت های میان ویندوز۸ و ویندوز۸٫۱ ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نیم ســـــــــاعت پیش ( جمعه 05 تیر 1405 )
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران