>
تکبرگی در سربرگ خاطره ها

روز پدر مبارک

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 03:52 - سه‌شنبه 23 اردیبهشت 1393

ارسال نظر(0)

پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی … چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ “پدرت”را

می پرستیدی……

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه… و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.......

 

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد


 




دسته بندی : [Post_Cat_Title]


آخرین مطالب

» آزادسازی 3 گیگابایت فضای بلا استفاده در هارد در ویندوز سون ( جمعه 05 تیر 1405 )
» ندای آغاز ( جمعه 05 تیر 1405 )
» كباب غاز ( جمعه 05 تیر 1405 )
» شوهرم ( جمعه 05 تیر 1405 )
» قصه عینكم ( جمعه 05 تیر 1405 )
» داش آكل ( جمعه 05 تیر 1405 )
» ادامه داستان گدا......... ( جمعه 05 تیر 1405 )
» گیله مرد ( جمعه 05 تیر 1405 )
» کوچک که بوديم............. ( جمعه 05 تیر 1405 )
» طنز 2 ( جمعه 05 تیر 1405 )
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران