>
تکبرگی در سربرگ خاطره ها

لحظه های خاکستری

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 03:04 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است


نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیندو چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


مزرعه ی زندگی من

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 03:03 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

مترسک ناز می کند


کلاغ ها فریاد می زنند


و من سکوت می کنم....


این مزرعه ی زندگی من است


خشک و بی نشان

 


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


مخصوص اطرافیانم

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 03:03 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.
شخصیت من چیزیه که من هستم،
اما برخورد من بستگی داره به اینکه ” تو ” کی باشی…

آره فقط تو.......


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


چشم هایم

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 03:02 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

 

چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…!


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


ادب اصیل ایرانی

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 03:02 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

ادب اصیل ایرانی

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن…شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه …
رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه
! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریهانگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد !

راهش رو کشید رفت …

چندقدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد …برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار….

پیرزن گفت: دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر من … *مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن ودوست داشتن همه انسانها و احترام به همه آنها بي هيچ توقعي *…اگه اینارو نگیری دلمو شکستی !
جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد … پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. پیر شی ! خیر بیبینی !



در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس *عصبانی *نیست

هیچکس *سوار بر اسب* نیست

هیچکس را *در حال تعظیم* نمی بینید

در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک *تصویر برهنه* وجود ندارد.

*این ادب اصیل ما ایرانیان است:*

*نجابت -* *قدرت*- *احترام*- *مهربانی*- *خوشرویی*

*تکبرگی در سربرگ خاطره ها*

www.ragbarg.loxblog.com


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


وصیت حضرت زهرا به حضرت على(‏علیهماالسلام)

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 02:59 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

وصیت حضرت زهرا به حضرت على(‏علیهماالسلام)


در آخرین لحظات حیات حضرت زهرا(علیهاالسلام) وقت آن رسیده بود که ایشان رازهایى را که در این مدت در سینه نهان داشته بود در قالب وصیت‏هاى لازم الاجراء با همسرش درمیان بگذارد. از این رو، عرضه داشت:

پسر عمو! من خبر مرگ خویش را دریافت کرده‏ام و لحظه به لحظه به زمان دیدار پدر بزرگوارم نزدیک‏تر مى‏شوم، اکنون تو را به انجام خواسته ‏هایى که در دل دارم سفارش مى‏کنم.

امام علی(‏علیهالسلام) به او فرمود: دخت رسول خدا(صلى الله علیه و آله)! هر چه دوست دارى سفارش ‏کن .

امام‏ بر بالین زهرا نشست و از افراد حاضر در خانه خواست خارج شوند و سپس فاطمه زهرا (علیهاالسلام) لب به سخن گشود و عرضه


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


مثلهای قرآنی

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 02:58 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

مثلهای قرآنی

. گذشتن شتر از سوراخ: « إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِ‏آیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّی یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیاطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الُْمجْرِمِینَ » (اعراف / 40) کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمیشود، و (هیچگاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد این گونه، گنهکاران را جزا میدهیم

*تکبرگی در سربرگ خاطره ها*

www.ragbarg.loxblog.com


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


معجزات امام مهدی(عج) در بدو تولد

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 02:56 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

معجزات امام مهدی(عج) در بدو تولد

.: سوال:معجزات امام مهدی(عج) در بدو تولد کدامند؟

.: پاسخ:

قبل از پاسخ به این سؤال، لازم است که اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.
محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد:
معجزه، در اصطلاح، این است که مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، کارى را انجام دهد که خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.[1]
چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار کنند و از آن جا که همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى کردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى کشاندند، لازم است که راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت،

 

*تکبرگی در سربرگ خاطره ها*

www.ragbarg.loxblog.com


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


حدیث و سخنان زیبای پیامبران و امامان درباره امام زمان (عج)

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 02:55 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

حدیث و سخنان زیبای پیامبران و امامان درباره امام زمان (عج)

پیامبر اکرم (ص): مهدی از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است، از نظر اخلاق و رفتار شبیه ترین مردم به من است، برای او غیبت و حیرتی است که امتها در آن گمراه شوند ، سپس مانند شهاب ثاقب پیش اید و زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.


امام محمد باقر(ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می کند که فرمود: خوشا بر احوال کسی که قائم اهل بیت مرا ادراک کرده و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنین کسی در روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامی ترین امت من خواهد بود.

امام علی (ع) از حضرت محمد (ص) روایت می کند که حضرت فرمودند: برترین عبادت انتظار فرج است.

ابن عباس از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود : علی بن ابی طالب پس از من امام امت و خلیفه من بر آنان خواهد بود و قائم منتظری که زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد از فرزندان اوست و قسم به خدایی که مرا بشیر و نذیر مبعوث فرمود کسانی که در دوران غیبتش بر اعتقاد بدو ثابت باشند از کبریت احمر کمیاب ترند؛ آنگاه جابربن عبدالله انصاری گفت: آیا قائمی که از فرزندان توست غیبت دارد؟ فرمود: به خدا چنین است تا در آن غیبت مومنان باز شناخته شده و کافران نابود شوند، ای جابر! این امر از امور الهی و سری از اسرار ربوبی و مستور از بندگان خدا است ، مبادا در آن شک کنی که شک در امر خدای تعالی کفر است.

از امام صادق(ع) روایت است که پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمود: ای علی! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین ، مردمی هستند که در آخرالزمان خواهند بود پیامبر را ندیده اند و از امام نیز محجوبند ، اما به سوادی که بر بیاضی رقم خورده است ایمان دارند.

 

 

*تکبرگی در سربرگ خاطره ها*

www.ragbarg.loxblog.com


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


مردم چگونه از پل صراط عبور می‌کنند؟

نویسنده : ragbarg | تاریخ : 02:54 - سه‌شنبه 21 شهریور 1391

ارسال نظر(0)

مردم چگونه از پل صراط عبور می‌کنند؟

 

«صراط» در لغت به معنای راه است. صراطی که در آیات قرآن به آن اشاره اشاره، وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا، ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیًّا؛ (سوره مریم؛ ۷۱و۷۲)؛ مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ، وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ، مَا لَکُمْ لَا تَنَاصَرُونَ، بَلْ هُمُ الْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ، (سوره صافات، آیه ۲۶-۲۳) و إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ، (سوره فجر، آیه ۱۴) و در روایات به روشنی از آن نام برده شده است، در حقیقت ظهور در باطن صراطی دارد که انسان‌ها در زندگی دنیا داشته و در آن قرار گرفته بودند؛ چرا که افراد در زندگی دنیا،‌ یا صراط و راه به سوی خدا دارند یا راه به سوی غیر خدا.

*تکبرگی در سربرگ خاطره ها*

www.ragbarg.loxblog.com


دسته بندی : [Post_Cat_Title]


آخرین مطالب

» در میانه ی زندگی ( جمعه 05 تیر 1405 )
» 110 دستورکاربردی برای run کامپیتر ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نامه ای از طرف خدا ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نامه ای از طرف خدا ( جمعه 05 تیر 1405 )
» مادر ( جمعه 05 تیر 1405 )
» روز پدر مبارک ( جمعه 05 تیر 1405 )
» حکیم ارد بزرگ ( جمعه 05 تیر 1405 )
» انتهای راه ( جمعه 05 تیر 1405 )
» تفاوت های میان ویندوز۸ و ویندوز۸٫۱ ( جمعه 05 تیر 1405 )
» نیم ســـــــــاعت پیش ( جمعه 05 تیر 1405 )
صفحه قبل1...141516171819صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران